مقدمه
واژه مسجد در فرهنگ قرآن به معناي مکاني است مقدس که در پيشگاه خداوند سجده ميکنند. ابن خلدون: (قرن 15 م) تنها براي سه مسجد تمايز قائل است مسجد مکه (مسجدالحرام) مسجد مدينه (مسجدالنبي) مسجد بيت المقدس (مسجد الاقصي و قبة الصخره). با اين حال واژهي مسجد سريعاً به خانه حضرت محمد (ص) که امت وي براي عبادت و مذاکره درباره امور مختلف در آن جمع ميشدند خانهاي که از ميان همه خانهها تقدس يافته بود، اختصاص پيدا کرد. و معابد اسلامي که کمابيش از اين نمونه پيروي ميکرده و داراي همان عملکردها بودند، نيز مسجد ناميده شدند. در هر شهري مسجدي قرار دارد که همه امت ميبايست ظهر جمعه در آنجا گرد هم آيند و نه در يکي از مساجد محله زيرا هدف اين گردهمائي تنها و اساساً عبادت نبود بلکه بيشتر اجتماعي بود از امت به سرپرستي خليفه يا نماينده او امام جماعت که بيش از هر چيز ميبايست به ايراد خطبه ميپرداخت و اين خطبه به هيچ روي مانند خطبههاي اعصار بعد موعظهاي صرفاً مذهبي نبود بلکه همه مسائل سياسي، نظامي و حتي مالي امت را مورد بحث قرار ميداد که گاهي گفت و شنيدي نيز ميان خطيب و مخاطبان رخ ميداد. اينگونه عملکردهاي مسجد در حکومت الهي طبيعي است امام خطبهاش را از فراز کرسي پلهداري بنام منبر ايراد ميکرد و مکانش مسجدهاي آدينه يا جامع هر شهر مسجدالجمع ناميده ميشود.
فضائل آثار رفت و آمد به مسجد
مسجد به عنوان پايگاه عبادت و يا خداوند متعال و پايگاه جهاد فکري و تعليم و تعلم معارف اسلامي ميباشد در آن پايگاه وحدت مسلمين و نمايش روح وحدت و يکپارچگي به دشمنان پيدا و پنهان جامعه اسلامي ميباشد. در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانيد و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام ميباشد و بعد از مسجدالحرام، مسجدالنبي (ص) و بعد مسجد کوفه و ...
برای مطالعه متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید
این مطلب رو از مرحوم حاج اسماعیل دولابی یادگاری داشته باش
برای مشاهده ادامه مطلب روکلیک کن.یاعلی
دو راه داری: یا می توانی مثل همه ای باشی که می ریزند و می پاشند و دغدغه نان ندارند. در این صورت می توانی به خودت بگویی حالا که من فرمانده ام و همه گوش به فرمان من هستند، اصلاً گم نامی یعنی چی؟ یا این که می توانی خودت را بیندازی وسط میدان، تن به بلا بسپاری، غم دیگران را گوشه دلت قاب کنی و بدون گلایه از مشکلات، عزم کنی با آنها بجنگی.
ادامه مطلب رو کلیک کن.یاحسین
امروز در خیابان وکوچه های شهر مان قدم می زدم شاید اثری از تصویر شهید آوینی وشهید صیاد ببینم اما افسوس جزتابلوهای رنگارنگ تبلیغاتی چیزی ندیدم ٬شب قبل نگاهی به تصویر صیاد دلها می کردم چهره ای خندان وروحانی گویا می دانست که عاقبتی جزشهادت ندارد اگر شهید آوینی زمانی می گفت پندار ما این است که شهدا رفته اند وما مانده ایم امروز می گویم که آوینی عزیز صدای آرام بخش رب الدخلنی مدخل الصدق .... شهید صیاد پس از سالها از جنگ یاد روزهایی را زنده می کند که بچه های رزمنده این نوکران واقعی حضرت زهرا(س) گوشه ی سنگر از خدا طلب شهادت می کردند پس بیایید در این زمانه ی وانفسا نگذاریم راه وکلام آوینی ها وصیادها در وجودمن خاموش شود به اومید شهادت .....
ادامه مطلب رو کلیک کن.یاحسین
دوستان سلام
امیدوارم روزگار به کام واحوالتون از اول سال 88 تحویل شده باشه.
روزهای اولی که به مسجد رضوی رفتم دقیقاً یادمه ، یه خیمه ای که چندتا از این موکت های زرد و قهوه ای قدیمی و بی کیفیت انداخته بودند و از هر طرف این این خیمه هم باد به داخل نفوذ داشت. اما هیچ کدام از این موارد نظرم رو به خودش جلب نکرد نه تنها جذاب نبود بلکه اصلاً مهم نبود.
اما ردیف آخر صف نماز گذار ها اینکه میگم ردیف آخر فقط 4 ردیف وجود داشت تو هر ردیفی هم 4 یا 5 نفر آدم بیشتر نبود ،بگذریم نماز ها اقامه شد به طبق معمول تکبیر و از این حرفا ...
این آقایون آخرین صف 3 نفر بودن دو تا شون پیراهن سفید یکی هم قهوه ای حالا میگم این پیراهن قهوه ای کی بود که دکمه پیراهنش تا آخر بسته بود ،هی داشتن با هم میخندیدن و شوخی میکردن ما هم طبق روش معمول رفتیم جلو عرض سلام و از اینجا شروع شد.............
دوستان عزیز این سلسه داستان ها یی که از این پست شروع شد صرفاًٌ خاطره نیست بلکه حامل نکات قابل توجهی برای بچه های مسجد و هیئتی ها خواهد بود. لذا تقاضا میکنم اون رو دنبال کنید و ما رو از نظرات شیوا و شیریتون با خبر کنید.
یادم می آید هر گاه در دوران تحصیل میخواستم انشایی بنویسم با جمله فوق شروع میکردم . آنگاه به واقع نمیدانستم این جمله یعنی چه؟ اما حال پس از گذشت چند سال و دیدن وقایعی در این خصوص درک این مطلب برایم آسان تر شده است.
با استعانت از درگاه باری تعالی اینجانب رضا شریفی از خادمان مسجد رضوی به لطف دوستان و مدیریت وبلاگ مسجد رضوی به عنوان نویسنده بخش های سیاسی اجتماعی مشغول فعالیت خواهم شد. امیدوارم از این پس بتوانم فعالیت مناسبی در این بخش داشته باشم.
هر چند عنوان و موضوع وبلاگ محدودیت هایی را در ایجاد پست و بحث های جدید در بر خواهد داشت اما امیدوارم با حمایت دوستان و خوانندگان مطالب فضای مناسبی برای بحث و ایجاد پست های جدید ایجاد شود.
آيا تاريخ ظلم به شيعيان امير المؤمنين علي (عليه السلام) را مطالعه كرده ايد، خصوصاً ظلمهاي حكومت حجّاج بن يوسف ثقفي ؟
بله، محب اهل بيت، مجرم و خبيث و كافر شمرده مي شد، زيرا ظاهراً پدرش در حقّش مرتكب جنايت بزرگي شده بود و نامش را علي يا حسن و حسين (عليهم السلام) گذاشته بود!
برای مطالعه ادامه مطلب رو کلیک کن.یامهدی

برای مشاهده این صفحه اینجا کلیک کنید
تصویر نرم افزار
